الفيض الكاشاني

256

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )

مكتوب 66 بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى الإخوان الإلهيّين ثبّتهم اللَّه على الصراط المستقيم . معرفت خداوند امّا بعد ؛ حكمت آفرينش عالم آن است كه ذات مقدّس خداى عزّوجلّ معروف گردد و به جمال و كمال معروف و به حسن ثنا مذكور كما وَرَدَ فى الخَبر : « كُنْتُ كَنْزاً مَخْفيّاً فَأَحْبَبْتُ أَنْ أُعْرَف فَخَلَقْتُ الْخَلْقَ لِكَي أُعْرَف » . « 1 » پس اهل معرفت و ذكر مقصود بالذّاتند در هستى و غير ايشان از بنى آدم مقصود بالتّبع‌اند و آلات انتظام جهان از قبيل انعام و نباتات و غيرها ، تا جهان به ايشان منتظم گردد و عارف صاحب كمال در جهان بازديد تواند آمد . و اين سخن به براهين عقليّه و دلايل نقليّه و بيّنات كشفيّه و آيات ذوقيّه معلوم و محقّق گشته . چون اين مقدمه معلوم شد ظاهر گشت كه هر آدمى كه كوشش او نه در تحصيل معرفت خداى عزّوجلّ و مشاهده آثار حكمت و تعرّف دلايل ربوبيّت او باشد ، بلكه كار خود را راست داشتن مصالح تن و خدمتكارى جهان ساخته باشد به مقام دوابّ راضى شده و ظلم بر خويش كرده ، چه بعد از آن كه او را ميسّر بود كه در اعلى علييّن مقام گيرد و مخدوم جهان باشد در اسفل السّافلين جاى ساخت و خادم جهان شد .

--> ( 1 ) . من گنجى پنهان بودم پس دوست داشتم كه شناخته شوم پس خلق را آفريدم تا شناخته شوم . بحارالانوار ، ج 84 ، ص 198 .